من هم امروز رأی دادم

سلام. سلام به همه‌ی ایرانیان سرافراز. سربلند.
سلام گرمی به همه‌ی ایرانیان حماسه آفرین. حماسه ساز.
بار دیگر مشت محکم خود را گره کردیم و بر دهان استکبار، بر دهان دشمن، بر دهان
محافظه‌کاران، بر دهان تحریم کنندگان، بر دهان همه کسانی که ایرانی نیستند و دلشان
برای ایران نمی‌تپد کوبیدیم.
می‌خواهم مژده دهم به دوستان که من هم امروز رأی دادم. من هم بر خلاف همه‌ی آن حرف‌هایی
که زدم و تحریم‌هایی که کردم و استدلال‌هایی که آوردم، ولی امروز رفتم و رأی دادم.
و با رأی خودم یک حماسه ساختم. یک حماسه آفریدم. درود بر همه‌ی شما. درود بر همه‌ی ما.
امروز طبق روال هر جمعه‌ی خودم، ساعت 7 صبح از خانه بیرون رفتم و به سوی مقصد
همیشگی‌ام به راه افتادم.
به ایستگاه مترو که رسیدم صندوق انتخابات را دیدم. شوری در دلم بر پا شد. ولی من
عهد کرده بودم که رأی ندهم. پس نگاهم را برگرداندم و به راهم ادامه دادم.
ایستگاه‌ها یکی پس از دیگری طی شدند و هر بار در هر ایستگاهی که درب‌های مترو
باز می‌شد صدای سرودهای ایران ایران و وطنم وطنم به گوش می‌رسید. سراپا شور
انتخابات مرا گرفته بود و در دلم غوغا بود. دیگر نمی‌توانستم جلوی خودم را بگیرم.
لحظات سختی بود.
به ایستگاه مقصد رسیدم.
از میان سرودها و ترانه‌هایی که صدایشان از بلندگوهای ایستگاه به گوش می‌رسید و
سرتاپای انسان را غرق در شور و شوق انتخابات می‌کرد گذشتم، فشار به نهایت
رسیده بود.
وارد خیابان شدم. با چشم‌های نگرانم این سو و آن سوی خیابان را می‌دیدم. خلوت بود.
8 صبح بود و هنوز آدم‌ها به خیابان‌ها نیامده بودند. در دلم ولی غوغا بود. قابل تحمل
نبود.
ناگهان در کنار خیابان مسجدی دیدم. داخل شدم. صف مردم مشتاق را دیدم که پشت
صندوق انتخابات ردیف ایستاده بودند.
در آن لحظه سر از پا نمی‌شناختم و به وجد آمده بودم. چه جمعیتی. این همه آمده
بودند برای اینکه رأی بدهند. من هم شور برم داشته بود. از ابتدای مسیر تا این لحظه
این پا و آن پا کرده بودم. خیلی سخت بود برایم که جلوی خودم را بگیرم. در دلم غوغایی
بود.
چشمم به تابلویش افتاد: سرویس بهداشتی آقایان.
و من هم رأی خودم را دادم. حماسه آفریدم. حماسه‌ای بود به چه گندگی. به چه
کلفتی. و چه خوش‌بو. بوی خوش روحانی می‌داد. روحم جلا یافت. و نمی‌دانید چقدر بعد از آن سبک شدم. انگار که باری از دوشم برداشته بودم.
و به راهم ادامه دادم.

یک استدلال ساده برای رأی ندادن

خواهش می‌کنم بخوانید. تا آخر بخوانید. اگر قصد رأی دادن دارید حتمن بخوانید. اگر قصد رأی دادن ندارید، بخوانید و برای کسانی که قصد رأی دادن دارند به اشتراک بگذارید.

متشکرم.

این متن هر روز ویرایش می‌شود و استدلال‌های جدید و بحث‌ها به آن اضافه می‌شود پس باز هم به اینجا سر بزنید.

به خواندن یک استدلال ساده برای رأی ندادن ادامه دهید